سخن اول >>>

 

منابع طبيعي هر جامعه، ثروت آن جامعه است كه فقط به نسل حاضر تعلق نداشته بلكه ميراثي است كه بايد براي آيندگان باقي بماند اگر بخواهيم در آينده جامعه بهتري داشته باشيم بايد در جهت حفظ، احياء و توسعه اين منابع بيش از پيش بكوشيم در غير اين صورت جهان آينده، جهان تو‍ام با فقر و گرسنگي و محيطي آلوده و غيرقابل زندگي خواهد بود.در يك دوره طولاني كه از گذشته آغاز شده است و هنوز ادامه دارد تصور مي شد كه منابع طبيعي بي پايان هستند و از اين رو بدون هيچ محدوديتي از آن استفاده مي كردند و مي كنند اگر اين رويه ادامه داشته باشد ناگزير منجر به تهي شدن پيش از موعد منابع و ذخاير طبيعي و انهدام آنها خواهد شد محافل و مجامع مختلف بين المللي نيز با توجه به همين شيوه نادرست استفاده از منابع، نسبت به شرايط موجود محيط زيست در دهه آينده هشدار مي دهند استفاده غلط از منابع و معادن و ذخاير طبيعي، نه تنها موجب از بين رفتن آنها مي شود بلكه در موارد صنعتي سبب آلوده شدن محيط زيست نيز مي شود. البته در جهاني كه تنها سود و سودآوري و مكانيسم بازار تعيين كننده اصلي مبادلات جهاني است نمي توان توقع آنرا داشت كه محيط زيست آلوده نشود. در جهاني كه هنوز نيمي از جمعيت آن از نعمت سواد بي بهره و به درد گرسنگي گرفتار و درگير قلمه أي نان هستند (2) نمي توان انتظار داشت كه با منابع طبيعي و محيط زيست برخورد بهتري صورت گيرد.

در جهاني كه اغلب كشورهاي عقب مانده آن درگير جنگلهاي ناخواستة منطقه أي هستند و به سبب طمع حاصل از رقابت كور و بي منطق قدرتهاي بزرگ جهان منطقي جز گلوله و توپ و سلاحهاي مخرب شيميايي بر روابط آنها حكمفرما نيست و بيشترين حجم ثروت اين كشورها را تهيه و تدارك تجهيزات نظامي تلف مي كند تا جيب سوداگران اسلحه پر شود چگونه مي توان توقع داشت كه به محيط زيست و منابع طبيعي چشم زخمي وارد نشود در جهاني كه آمريكا اظهار مي دارد ما امروز اسلحه أي كاري تر از بمب اتمي در مقابل جهان سوم داريم و آن مواد غذايي مورد نياز آنها مي باشد چگونه مي توان نسبت به تخريب منابع طبيعي كه به عنوان بستر كشاورزي شناخته شده بي تفاوت بود و متاسفانه افزايش جمعيت سرسام آور هم بيشتر به كشورهاي توسعه نيافته اختصاص دارد كه اين جمعيت هم نياز به مواد غذايي دارد اكنون كه به افزايش جمعيت اشاره شد بد نيست كه اطلاعاتي در اين مورد ارائه شود.

ميزان تولد روي زمين اكنون 232 نوزاد در دقيقه يا حدود 000/334 نفر در روز و ميزان مرگ و مير حدود 97 نفر در دقيقه يا 000/140 نفر در روز است با اين حساب اكنون 000/194 نفر در روز، 4/1 ميليون نفر در هفته و 71 ميليون نفر در سال به جمعيت جهان افزوده مي شود. به تمام اين مسافرين تازه وارد بايد غذا، لباس و مسكن داده شود. هر كدام از منابعي استفاده يم كنند و در نتيجه به آلودگي جهان مي افزايند سازمان ملل تخمين مي زند كه 3/1 تا 2/1 اين مسافرين، گرسنه و يا سوء تغذيه دارند و هر سه نفر از چهار نفر نه مسكن دارند و نه آب سالم و كافي، شب هنگام وقتي كه شما شام مي خوريد 1400 نفر از گرسنگي، سوء تغذيه و يا امراض ناشي از اين شرايط مي ميرند فردا در اين ساعت 41000 نفر از گرسنگي و يا امراض وابسته خواهند مرد. هفته ديگر در اين ساعت اين تعداد به 000/217 نفر و سال ديگر به حدود 15 ميليون نفر خواهد رسيد (3) نصف اين تعداد را كودكان پائين تر از 5 سال تشكيل مي دهند آنهايي كه مي ميرند انسان اند، نه ارقام و اشياء.

و اين در حالي است كه ملل ثروتمند غرب به اضافة ژاپن و شوروي (سابق) با دارا بودن 4/1 معيت جهان از 80 درصد منابع طبيعي جهان استفاده مي كنند و 4/3 جمعيت جهان در ميان ملل فقيرتر و در حال توسعه فقط 20 درصد منابع جهان را مصرف مي كنند (3).

ايالات متحده امريكا تنها با داشتن 5 درصد از جمعيت جهان در حدود 3/1 منابع طبيعي جهان را مورد استفاده قرا رمي دهد و حداقل 3/1 آلودگي دنيا را توليد مي كند و به عنوان يكه تاز ميدان رقابت و مبارزه، هر روز به كشوري لشكركشي كرده و خودنمايي مي كند و اكنون ملت انقلابي ايران بايد پيام رهبر كبير انقلاب إسلامي حضرت امام خميني (ره) را كه فرمودند :

(زماني به استقلال واقعي خواهيم رسيد كه از لحاظ مواد غذايي خودكفا باشيم.)

بيش از پيش آويزه گوش خود قرار دهد چرا كه ما هم مشكل جمعيت و منابع طبيعي را داريم. جمعيت كشور ايران تا سال 1390 به شرط اجراي سياست جمعيتي موفق دولت به مرز 96 ميليون نفر خواهد رسيد (4) در حالي كه كشاورزي آن به علت عدم برنامه ريزي در دهه هاي گذشته حداكثر جوابگوي مايحتاج مواد غذايي 50 ميليون نفر مي باشد و به علت محدود بودن نزولات جوي و نامنظم بودن آن براي كشاورزي امكان رشد چنداني وجود نخواهد داشت و مواد غذايي مورد نياز 50 ميليون نفر جمعيت اضافي در سال 1390 به طور حتم بايستي از خارج و با فروش نفت كه هيچ آينده مطمئني براي تداوم استخراج و بازار فروش آن وجود ندارد تامين گردد. به طور مثال اگر مصرف سرانه ساليانه گوشت قرمز و سفيد براي هر نفر 20 كيلوگرم در نظر گرفته شود. ساليانه كشور به 000/920/1 تن انواع گوشت قرمز و سفيد احتياج خواهد داشت. آيا تامين علوفه أي كه حاصل آن توليد اين مقدار گوشت باشد در داخل وجود دارد؟ در حالي كه مراتع كشور از نظر كيفي در وضعيت مطلوبي نيست.

از طرفي با در نظر گرفتن مصرف سرانه 140 كيلو غلات براي هر نفر در سال 1390 براي 96 ميليون نفر جمعيت حدود 000/440/13 تن غله لازم است در حالي كه محدوديت منابع آب براي تهيه اين مقدار مواد غذايي مانع اساسي است.

اين هشدارها وقتي جدي تر مي شود كه بدانيم ساليانه 5/1 ميليون هكتار در كشورمان به سطح بيابانها افزوده مي شود (6) و تپه هاي عظيم شني را درست مي كند و در هر دقيقه 200 تن خاك از سطح مزارع، مراتع و جنگل ها راهي دريا، درياچه ها و پشت سدها مي شود و در واقع هر ساله در ايران به طور مستمر حدود 15 تن در هكتار (7) خاك در اثر فرسايش آبي شسته مي شود و آن به معناي از دست دادن 76 كيلوگرم ازت، 24 كيلوگرم فسفر و 8 كيلوگرم پتاس در هر هكتار است و واقعاً اگر قيمت مواد غذايي داخل خاك را حساب كنيم و با يك كشور پيشرفته مقايسه كنيم سالانه حدود 6/7 ميليارد دلار از مواد غذايي داخل خاك را از دست مي دهيم (8) و اين رقم در سال 1974 در آمريكا 2/1 ميليارد دلار بوده است.

به همين ترتيب اگر نگاهي به سيل هاي مهم كشور از سال 1331 تا 1370 داشته باشيم هشدار ديگري را به ما خواهد داد به طوري كه در دوره 1331 تا 1340-202 مورد سيل مهم گزارش شده، از سال 1341 تا 1350-228 مورد و از سال 1351 تا 1360-349 مورد و بالاخره از سال 1361 تا 1370-401 مورد سيل مهم گزارش ده و اين نشان دهنده از دست رفتن پوشش گياهي مناسب در كشور مي باشد (9) مخربترين سيل در زمستان سال 1371 ميلياردها ريال به مردم اين شكور خسارت وارد نموده و هزاران هكتار از اراضي كشاورزي و هزاران چاه عميق و روستا و دام و در اثر اين سيل ها از بين رفته است كه مسلماُ تخريب منابع طبيعي و بخصوص از بين رفتن پوشش گياهي زمين اثر بسيار مهمي در بروز اين سيل ها داشته است ما حصل كلام آنكه استقلال در كشاورزي بدون حفاظت منابع طبيعي (جنگل و مرتع و خاك و آب) مفهوم عيني پيدا نخواهد كرد و اگراين روند ادامه يابد هر سال شاهد پر شدن سريع مخازن سدهاي كشور، تخريب جنگل ها و مراتع و مهاجرت روستائيان به شهرها خواهيم بود گذشتهاز آن عنصر باارزشي چون خاك را از دست       مي دهيم كه از هيچ كشوري و با هيچ بهايي نمي توانيم آنرا تاًمين نمائيم و با دست خود بر وابستگي كشور به بيگانگان براي تاًمين حداقل غذاي مورد نياز مردممان خواهيم افزود اينجاست كه بايستي جهت روشن شدن افكار مردم به لزوم هر چه بيشتر توسعه و تعيميم آموزش و ترويج و فرهنگ حمايت از منابع طبيعي تاُكيد نمود و جمله بسيار زيبا و پرمعني رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه أي را كه چكيده هزاران مقاله را در خود نهفته است تكرار كنيم كه (فرهنگ منابع طبيعي بايد به معارف عمومي تبديل شود.)

با توجه به تنوع و دامنه وسيع منابع طبيعي كه در حال حاضر سازمان جنگل ها و مراتع كشور متولي آن است منابع طبيعي قابل تجديد را در چهار بخش تحت عنوان مراتع جنگل ها بيابان و آب و آبخيزداري مورد بررسي قرار مي دهيم.

امروزه بحث منابع طبيعي و محط زيست از جمله مسائلي است كه در بسياري از محافل علمي جهان و حتي مجلات و روزنامه ها به وفور ديده و شنيده مي شود و در اكثر موارد هشدارها جدي و در مورد تخريب منابع طبيعي و محيط زيست و به خطر افتادن قابليت سكونت كره زمين است. پژوهشهايي كه در دهه هشتاد صورت گرفت و تغييرات عظيمي كه در شرايط طبيعي كره زمين به وقوع پيوست بيانگر آن بود كه كره زمين در حال گرم شدن است و جنگل هاي آن در حال     نابودي اند. لاية ازن كه كره زمين را از گزند اثرات زيانبار اشعه ماوراء بنفش خورشيد محفوظ مي دارد روزبروز نازكتر مي شود و احتمال بروز انواع سرطانها را افزايش مي دهد. قدرت توليد مواد غذايي در سطح جهان به علت فرسايش خاك و بهره برداري بيرويه از زمين و آب در حال كاهش است و بيم آن مي رود كه تا چند سال ديگر جهان با كمبود مواد غذايي روبرو شود. بسياري از شهرهاي جهان با كم آبي شديد دست به گريبانند (به طوري كه در روزنامه اطلاعات 31/5/73 آمده است دولت ژاپن به منظور مقابله با بحران كمبود آب و كمك به صنايع اين كشور، قرار است 37 هزار تن آب از كره جنوبي، هنگ كنگ و شانگهاي چين وارد كند. كمبود آب موجب شده است كه صنايع ژاپن با كاهش 30 درصدي در توليدات خود روبرو شوند. به گفته كارشناسان، بحران كمبود آب در ژاپن در يكصد سال گذشته بي سابقه بوده است.

بسياري از شهرهاي بزرگ جهان از جمله تهران هوايي فوق العاده آلوده دارند، هوايي پر از اكسيدكربن و تركيبات سرب و گوگرد كه همگي براي سلامتي انسان مضرند. از طرفي در هر سال تقريبا 17 ميليون هكتار از جنگل هاي جهان يعني منطقه أي برابر مساحت اطريش از بين مي روند در حالي كه اين جنگل ها سهم قابل توجهي در توليد اكسيژن و پالايش هوا دارند.

در سال 1988 ميلادي حدود 5/5 ميليارد تن كربن از طريق سوخت فسيلي وارد جو زمين شد اگر رشد اين جريان سالانه فقط 3 درصد باشد ميزان انتشار كربن در سال 2010 به 10 ميليارد تن خواهد رسيد كه نتيجه آن گرم شدن كره زمين و از بين رفتن لايه ازن خواهد بود.

اين پديده اثرات سويي بر زندگي كل بشر خواهد داشت در حالي كه عامل اصلي ايجاد آنها فقط كشورهاي صنعتي هستند كه 84 درصد توليد كلر و فلوئور و كربن و 69 درصد انتشار دي اكسيد را به عهده دارند (42) خطر ديگر گرم شدن كره زمين، بالا رفتن سطح آب درياهاست.

وقتي آب اقيانوسها گرم بشود انبساط خواهند يافت و در قطبها هم گرما باعث ذوب توده هاي يخ و كوه هاي يخ خواهد داشت. مطالعات نشان مي دهند كه اگر تا سال 2050 ميلادي، درجه حرارت كره زمين 3 درجه سانتيگراد افزايش يابد سطح درياها تا يك متر بالا خواهد آمد و تا پايان قرن آينده به دو متر خواهد رسيد. در آن صورت بسياري از شهرهاي ساحلي و حتي بعضي از كشورها به زير آب خواهند رفت براي مثال يك متر افزايش آب دريا سبب بي خانماني 15 ميليون نفر از مردم بنگلادش مي شود و با افزايش دو متر آب فرهنگ دو هزار ساله جزاير مالديو در اقيانوس هند از بين خواهد رفت متاًسفانه در دنيا هزينه هاي نظامي به صورت بار سنگين و تاًسف آوري بر دوش منابع طبيعي هستند. بودجه هاي نظامي هنگفت كشورها منبع بسيار عظيمي است كه مي تواند براي تاًمين اعتبارات لازم جهت سرمايه گذاري در زمينه كارايي انرژي، حفاظت از جنگل ها، بهداشت و تنظيم خانواده، آموزش، تاًمين آب آشاميدني سالم و ساير امور مربوط به توسعه بكار رود.

هزينه هاي نظامي جهان در سال 1990، حدوداً 980 ميليارد دلار برآورد شده است (43) برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) برآورد كرده است كه اگر سالانه كمي بيش از 2% از هزينه هاي نظامي جهان، يعني حدود 20 ميليارد دلار، سرمايه گذاري اضافي صورت گيرد مي توان براي تمام افراد جهان آموزش ابتدايي و مراقبتهاي بهداشتي اوليه، خدمات تنظيم خانواده، آب آشاميدني سالم و تغذيه مناسب را تامين كرد.

به اين ترتيب مي توان گفت با توجه به تهديد وضعيت كره زمين از نظر سكونت كه بيشتر نتيجه سوختهاي فسيلي است، كشورهاي جهان بالاجبار قبل از تمام شدن اين ذخائر، به سوي منابع تجديد شونده انرژي روي خواهند آورد. اين منابع همچون نيروي خورشيدي، آبي، بادي و نيروي حرارت زمين است كه در اقص نقاط جهان وجود دارد.

نيروي آب حدود 21% الكتريسيته جهان را تامين مي كند و اگر اين نيرو نبود سالانه 539 ميليون كربن ديگر هم به كربن موجود در جو اضافه مي شد. در اسرائيل مخزن هاي گردآوري انرژي يكي از منابع اصلي تهيه آب گرم هستند. نيروي باد در كاليفرنيا مورد استفاده قرا رگرفته است و انرژي حرارت زمين يكي از منابع اصلي تامين الكتريسيته فيليپين مي باشد. اگر توليد الكتريسيته توسط نيروي باد و مخزن هاي گردآوري انرژي خورشيد سريعتر توسعه پيدا كند تا سال 2010 ميلادي به حدود 000/150 مگاوات خواهد رسيد كه به اين ترتيب انتشار گاز كربنيك سالانه 71 ميليون تن كمتر خواهد شد. علاوه بر توليد الكتريسيته در بسياري از كشورها مخصوصاً خاورميانه مسئله آب براي كشاورزي بسيار مهم و حياتي است و مهمتر از آن واقع شدن اين كشورها در مناطق كم باران و خشك است و لذا مسئله آب نمود بيشتري پيدا مي كند. مركز مطالعات سوق الجيشي و بين المللي (واشنگتن) در چند سال پيش گزارشي تحت عنوان سياست خارجي آمريكا در مورد منابع آبي خاورميانه منتشر كرده است كه آب را مهمترين عامل تعيين كننده سياست خارجي عراق، تركيه، سوريه، اردن، اسرائيل و مصر دانسته و برخي از تحليل گران معتقدند كه تا سال 2000، به جاي نفت، آب مسئله مورد بحث خاورميانه خواهد بود.

عده أي معتقدند كه تلاش بي ثمر اعراب در بر گردانيدن سرچشمه هاي رود اردن، كه بقاي اسرائيل وابسته به آن است، مهمترين عامل آغاز جنگ 1967 بين اسرائيل و سوريه و مصر بوده است. در اين درگيري، رود بني ياس، يكي از شاخه هاي رود اردن به اشغال اسرائيل درآمد و به اين ترتيب تسلط اين قوم غاصب بر رود اردن يا شريان حياتي منطقه كامل گرديد.

تصرف عدواني ارتفاعات جولان و ساحل غربي رود اردن هم مهار آبهاي سطحي و زيرزميني آن نواحي را در يد صهيونيستها قرار دارد. با تمام اين احوال، از آنجا كه منابع موجود، مصرف آب اسرائيل را در دهه 1990 تكافو نمي كند، به فكر دست درازي به آبهاي سطحي و زيرزميني لبنان افتاده اند.

كاهش سريع آبهاي زيرزميني اسرائيل، به دليل بارش كم و استفاده بيش از اندازه، امكان درگيري صهيونيستها و همسايگانش را افزود و اسحاق شامير، نخست وزير رژيم صهيونيستي، بحران آب را فتيله جنگ آينده يهوديان و اعراب مي داند.

و اكنون بايد وضعيت موجود خود را كه مخصوصاً استكبار جهاني و صهيونيزم بين الملل در كمين هستند تا به اقتدار با عظمت اين ايران إسلامي خدشه وارد كنند دريابيم صرف نظر از مسائل سياسي، در اين مقاله صرفاُ صحبت ما در مورد منابع طبيعي است. منابعي كه بايستي بيش از پيش به آن بها داده و در رفع معضلات آن بكوشيم. در پيشگفتار چاپ اول اين كتاب يادآور شديم كه با جمعيت 96 ميليون نفري سال 1390 مايحتاج مواد غذايي را بايد به طور حتم از خارج و با فروش نفت كه هيچ آينده مطمئني براي تداوم استخراج و بازار فروش آن وجود ندارد تامين كرد كه اتفاقاً اين وضعيت خيلي زودتر و در سال گذشته براي ما بوجود آمد بنابراين بايد يكبار ديگر پيام رهبر كبير انقلاب إسلامي حضرت امام خميني (ره) را تكرار كنيم كه فرمودند (زماني به استقلال واقعي خواهيم رسيد كه از لحاظ مواد غذايي خودكفا باشيم.) خودكفايي مواد غذايي در گرو حفظ منابع طبيعي است كه به عنوان بستر كشاورزي به حساب مي آيد كه اگر اين بستر حفظ و احياء نشود نتيجه همان مي شود كه در يك سيلاب، ميلياردها ريال به اراضي كشاورزي چاههاي عميق، راهها و مناطق مسكوني و خسارت وارد مي شود.

و يا در طوفانهاي شن گذشته از لطماتي كه به مزارع و جاده ها و ابنيه وارد مي شود چه بسا عبور و مرور وسائط نقليه زميني و هوايي دچار اختلال شده و زندگي صعب و دشواري را براي مردم حاشيه بيابان بوجود مي آورد در حالي كه باد، يكي از منابع طبيعي و ارزاني است كه در كشور ما نيز به فراواني وجود دارد، با شناخت مكانهاي مناسب اين منبع و بكارگيري ابزار مناسب براي تبديل اين انرژي به نيروهاي ديگر مي توان از اين منبع غني به عنوان يك نيروي تكميل كننده و ياري رسان بهره مند شد. و لذا ما هم بايد به فكر استفاده از انرژي هاي نو باشيم و مطالعات جامع و كامل خود را در اين زمينه شروع كنيم. مبادا روزي كه براي جبران كمبود انرژي دست نياز به دامان كشورهاي پيشرفته دراز كنيم.

محمد خسرو شاهي شهاب الدين قوامي

 

تا زماني كه انسان در عرصه گيتي زندگي مي كند و پيش از آنكه يك رويداد فلكي طومار زندگي او را در هم پيچيد، همواره بايد بياموزد كه چگونه زندگي كند، به چه نحو از مواهب طبيعي برخوردار گردد و چه بسا از نابودي خودش جلوگيري نمايد. رشد سريع جمعيت جهان از دهه هاي گذشته و نياز او براي تامين مسكن، غذا و امكانات زندگي، اين جمعيت را بسويي مي كشاند كه نتيجه آن يا پيشروي به سوي عرصه هاي اكولوژيكي طبيعي و دست نخورده و يا در جهت تبديل زمين هاي مرغوب كشاورزي به محدوده شهرها و مي باشد. در اين راستا اراضي جنگلي و مرتعي شيب دار به زراعتهاي ديم بي حاصل تبديل مي شوند. جنگل ها در اثر قطع مداوم به فغان آمده، مراتع نالان و افسرده آخرين رستني هاي خود را در اختيار دامهاي گرسنه قرار داده، حرارت بيابانها و داغي شنزارها اراضي همجوار خود را در هم نورديده و همه و همه حلقه محاصره بر انسان را لحظه به لحظه تنگ تر كرده و نهايتاُ موجب افزايش بهره برداري انسان از ساير مناطق گرديده است و اين مسئله پيامدي جز كاهش ذخاير منابع طبيعي در داخل و خارج از زمين را به دنبال نداشته است. به اين صورت همواره سطح آبهاي زيرزميني پائين تر رفته، محيط زيست اعم از زمين، هوا و آب آلوده تر شده و بروز وقايع ناهنجاري از قبيل بروز سيلابها و شستشوي حجم عظيمي از خاكهاي حاصلخيز كشاورزي فزوني يافته است. در ادامه اين داستان غم انگيز برداشت انسان از طبيعت بيش از پتانسل آن و بدون رعايت هيچگونه اصول منطقي و علمي صورت مي پذيرد و به هر طرف كه بنگريم برآيند همزيستي انسان و طبيعت چيزي جز حركت به سوي ايجاد بي نظمي و اغتشاش در طبيعت و محيط زيست نمي باشد.

روند رو به افزايش سيل در كشور به خوبي نشانگر بروز اوضاعي است كه بر منابع طبيعي وارد شده است و اگر امروز با آن برخورد صحيح و مسئولانه نشود در آينده ممكن است خطراتي ايجاد كند كه جلوگيري از آنها امكان پذير نبوده و يا با هزينه أي سنگين و مشكلات فراوان انجام پذير است. اكنون سخت گفتن از منابع طبيعي تجديد شونده بيش از هر زمان ديگري ضرورت دارد، ضرورتي اجتماعي و انساني كه نمي تواند تنها به بحثهاي خصوصي كارشناسي بسنده نمايد بلكه بايد در جهت تنوير افكار عمومي و افزايش معرفت اجتماعي در زمينه منابع طبيعي گامهاي اساسي برداشت و منابع طبيعي را به جامعه اعم از مردم عادي و مسئولان و سياست گذاران و مراكز تصميم گيرنده كشور معرفي نمود. بنيان گذار جمهوري إسلامي حضرت امام خميني (ره) مي فرمايند : بزرگترين تحولي كه بايد بشود در فرهنگ بايد بشود. برنامه هاي فرهنگي نياز به تحول دارد و فرهنگ بايد متحول شود.) در اين راه سنگ زير بناي دستيابي به موفقيت تهيه و انتشار نشريات و كتب آگاهي دهنده أي است كه به عنوان وسيله مناسبي براي بيان مباني نظري و ارائه سياستها و راه حلهاي مناسب در افزايش شناخت عمومي منابع طبيعي تجديد شونده به كار مي رود. كتاب هشدار كه بخش ششم در اين چاپ به آن اضافه گرديده است به صورت يك مجموعه مدون از كليات منابع طبيعي تجديد شونده مي باشد تا هر كس به سرسبزي و آباداني و حفاظت منابع طبيعي علاقمند و همچنين بتواند از آن بهره مند شود.

در خاتمه لازم است از مديريت و همكاران محترم دفتر ترويج و مشاركت مردمي سازمان جنگلها و مراتع كه با پشتكار و جديت فراوان پيگيري امور چاپ اين كتاب را به عهده داشتند صميمانه تشكر نمائيم.                                                     محمد خسرو شاهي شهاب الدين قوامي

منابع طبيعي تجديد شونده از موهبتهاي الهي هستند كه براساس آيات شريفة قرآن كريم جزء انفال و متعلق به عموم مردم دنيا مي باشند، در جهان قرن بيستم جنگل و مرتع ثروت ملي با ارزش و از منابع مهم اقتصادي كرة زمين محسوب مي شوند بطوري كه در مواردي حتي 50 تا 90 درصد بودجة ساليانة تعدادي از كشورهاي جهان را تامين مي نمايند، تكوين و تكامل و بقاء حيات بستگي به وجود آنها دارد و در صورت تقليل شديد و يا نابودي اين دو گوهر گرانبها تمام موجودات زنده نابود خواهند شد و مسبب اين فاجعه بزرگ يا مرگ حيات كسي نيست جز انسان، در صورت تحقق اين امر جنايتكارانه سهم كشورهاي پيشرفته و صنعتي بيش از ملل فقير مي باشد. 
آمارواطلاعات +
طرح و برنامه ها +
طرح تکريم +
اخبار +
پروژه های در دست اقدام +
کميته فنی +
برنامه تحول اداری +
پيوند های مفيد +
تماس با ما +
 
 
بازديد کننده : 26
بيننده حاضر : 1  

 

 

 

کليه حقوق متعلق به اداره کل منابع طبيعی استان خوزستان ميباشد. طراحی و ميزبانی توسط : شرکت تحليلگران شبکه جنوب